خرید بک لینک
مرز شعر دیداری و هنرهای تجسمی در کجاست؟ 1. در ادبیات داستانی- اگر بازیهای زبانی را به کناری نهیم- و در تمام آثار روایی با بزرگترین واحد زبان، یعنی جمله، سر و کار داریم. در شعر سر و کارمان با کلمه است. فرمالیستها شعر را رستاخیز واژگان میدانستند. البته میشود باز هم کوتاه آمد و به اعتبار شعرآوا و زائوم، شعر را رستاخیز «واج»ها دانست، اما فعلا همان تعریف را میپذیریم. عاملی که شعر را به موسیقی نزدیک میکند همین است؛ در موسیقی با نتها روبهروییم و در شعر با واجها و کلمهها. هر دوی اینها را با گوش میتوان و باید شنید، اما نقاشی را با چشم باید دید.

برچسب: نویسنده: مهران رضایی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 13:21

بخش سوم و پایانی 3 مامان پیش از این که برود بیدارم کرد. در خواب و بیداری پرسیدم: «پس چی شد؟ مگر قرار نبود از امروز نروی سر کار؟» گفت: «ناهارت توی یخچال است. شام که نخوردی، ناهارت را بخور.» از دستشویی که برگشتم مامان رفته بود. ساق پایم هنوز درد میکرد و جای لگد لامی کمی کبود شده بود. کنار سفرهی صبحانه نشستم و چند لقمه گرفتم و کمی هم پنیر جلوی کلاغ ریختم و از خانه بیرون رفتم. از ته اتابک سوز سردی میآمد. از کنار خانهشان گذشتم؛ فقط پنجره و پردهای آویخته! دیروز فرصت نشد که با زینب خانم مفصل حرف بزنم. میخواستم ازش بپرسم چقدر مطمئن است و اصلا آیا لیلا را می

برچسب: نویسنده: مهران رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:47

صفحه بندی